تولد 1 سالگی
و اما از شب تولد من درست در شب تولدم چهارشنبه ١٠ خرداد٩١ وقتی مامان زهره و بابا مجید منو بردند پیش خانوم دکتر برای چکاپ ١ سالگی من از عصر همون روز تب کردم که خانوم دکتر منو معاینه کرد و بهم گفت آرتین تو چرا شب تولدت مریض شدی؟؟:) خانوم دکتر یه شکلات بهم هدیه داد و به مامانی و بابایی گفت اصلا جای نگرانی نیست گوشهاش و گلوش اصلا عفونت نداره،احتمالا ویروس شیرخواران رو گرفته فردا شبش یعنی درست ١١ خرداد ٩١ ما به همراه همه عموها و عمه ها رستوران دعوت بودیم از طرف زن عمو مرضیه جون البته مامان بدری و بابا بزرگ و عمو وحید هم دعوت بودند(دایی محمد هم که مسافرت -کاشان-رفته بود) من خیلی اون شب بیحال بودم و تبم هم بالاتر رفته بود و اونجا ...


